الشيخ أبو الفتوح الرازي
224
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
انت و انّ محمّدا عبدك و رسولك و انّ الأنبياء قد بلَّغوا و نصحوا ، چهار بار اين كلمات بخواند ، خداى تعالى او را براتى ( 1 ) از دوزخ بنويسد . خبر دهم در فضل اين آيت ، در خبر مىآيد كه : مردى برنا بيامد - چنان كه عادت زور آزمايان باشد - هفت سنگ ( 2 ) سنگى ( 3 ) بر گرفت و بيفراشت و بينداخت ، با هر يك بگفت : اشهد يا حجر انّى اشهد ان لا إله الَّا اللَّه . چون شب در آمد بخفت ، در خواب ديد كه قيامت برخاسته است ، و خلقان را در صعيد سياست بداشتهاند ، و حساب ايشان مىكنند . نامه او به دست او دادند و حساب او بر آوردند ، سيّآتش به حسنات ( 4 ) بيفزود . او را سوى دوزخ بردند ، چون به در دوزخ بردند او را ، كوهى عظيم بيامد و حايل شد . به درى ديگرش بردند ، كوهى ديگر بيامد و حايل شد ، تا همچونين ( 5 ) به هفت در دوزخ بگردانيدند او را ، هر جايى كوهى منع كردى ، خزنه دوزخ گفتند : شما را با اين بنده چيست ؟ گفتند : اين مرد ما را گواه كرد بر آن كه خداى يكى است ، ما ( 6 ) رها نكنيم كه او را به دوزخ برند . اين جا اشارتى است ، و آن آن است كه : اگر مردى سنگى را گواه كرد ( 7 ) بر آن كه خداى يكى است ، به وقت حاجت گواى ( 8 ) باز نگرفت ( 9 ) و رها نكرد كه او را به دوزخ برند ، هفتاد سال است تا خداى را گواه مىكنى بر توحيد او ، گمان برى كه به وقت درماندگى رهات كند ! قوله : * ( شَهِدَ اللَّه ) * ، كلبى گفت سبب نزول آيت آن بود كه : دو حبر از احبار شام به ( 10 ) مدينه آمدند ، با يكديگر گفتند : نيك ماند اين مدينه به مهاجر پيغامبر آخر زمان . چون به مسجد در آمدند و رسول را - عليه السلام - بديدند او را به صفات و علامات بشناختند ، گفتند : يا محمّد ! ما را مسأله اى هست ، اگر جواب دهى ايمان آريم .
--> ( 1 ) . دب اين جا ، آج ، لب : بنجات . ( 2 ) . مج ، وز : ندارد . ( 3 ) . آج : سنگين . ( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : حسناتش . ( 5 ) . همه نسخه بدلها : همچنين . ( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب كه كوهها هستيم ، مر كه كوههاييم . ( 7 ) . همه نسخه بدلها : گواه گيرد . ( 8 ) . همه نسخه بدلها : گواهى . ( 9 ) . مج ، وز ، دب ، لب : باز بگرفت . ( 10 ) . دب ، آج ، لب : با .